همیشه دلخوری ها را...
نگرانی ها را....
به موقع بگویید....
حرفهای خود را به یک دیگر با "کلام" مطرح کنید؛ نه با " رفتار"
که از کلام همان برداشت می شود که شما می گویید؛ولی از رفتارتان هزاران برداشت....
قدر بدانید" داشتنها " را
مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است .![]()
این حرف اون روز خودمم بود ولی نمی تونم... شاید چون بابا هم نمیگه.
سلام گلای باغچه زندگیمون!!!
چند شب پیشا که بالاخره خیلی از حرفای دلمو بهش گفتم در کمال خونسردی گوش کرد. و پاسخ داد؛ و من کلی سبک شدم. ولی از همون شب لعنتی همه چیز شروع شد.آنلاین بودم.تو وب خودم.بابا اومد و دیدم.
حرف زدیم.اون موقع ک رمز وبمو اشتباه گفت فکر کردم واقعا یادش نیست. معنا ما متفاوته چون بابا حتی رمز در اتاقشو بهم داده ولی من رمز وبمو نمیدادم.چرا؟؟؟!!!
چون قرار نیست 5تا انگشت شبیه هم باشن.من شراکت زندگیمونو تو این نمی بینم.بابا حق داره رمز وبمو داشته باشه ولی ... من میگم اعتماد نیست.ولی بابا میگه هست. راست میگه هست ولی اون میترسه؛ می ترسه که هنوز...
میترسه که هنوز با دیدن اسم عاشق تو وبلاگم ازم میپرسه بهش فکر می کنی؟ میترسه که تمام ساعت میگه مواظب خودت باش.میترسه ولی ترسش از رو عشقه.غیرت نه عشق.بابا غیرتی هم هست؛ هست ک شهریور ماه عصبانی شد؛هست... ولی بیشتر عاشق شده؛عاشق شده ک وقتی پیاماشو ندیدم با لحن تند میپرسه معلومه کجایی دنیام؟
شب دوم وقتی گفت رمز همه چیزشو فراموش کرده فکر کردم راست میگه.یه درصدم فکر نکردم... تنم لرزید؛ کابوس بچگیام سه شب میاد تو ذهنم.بزرگ بزرگ میشه.می کوبم تو سرم.سرمو میذارم رو بالشت و نفس عمیق میکشم و میره...
مگه یه رمز چقدر ارزش داره؟ مامان چقدر بیشعور شده؟ تا کجا؟تا کجا ک بابا ازش بپرسه دنیام من چیزی برات کم گذاشتم؟
تا کجا رفتی مامانی؟هوم...؟همون بهتر ک هیچ وقت دیگ وبی نباشه.وبی ک بخاطرش حرف باشه.ناراحتی بابا باشه.برگشتن کابوسای مامان باشه.تا کجا پیش برن بخاطر یه وب؟که بابا فراموشی بگیره؟محاله
ک بابا بپرسه چی برا مامان کم گذاشته؟خدای بزرگ...
نمیدونه نباید بترسه.نمیدونه همه دنیای من تو بازو و صدا و خنده هاش خلاصه میشه.نمیدونه تا هست هیچ کس معنایی نداره؛ نمیدونه وجودمه.وجودمه ک آرومم میکنه.خوشحالم تکیه گاهم وقتی می بینم برا خوشحال کردنم وقتی غمگینم چقدر تلاش میکنه؛شریکمه وقتی با گریه ام گریه میکنه؛نمیدونه با شعراش و نفساشه ک نفس می کشم.



وقتی اروم و بی حس حرف میزنه میدونه چ حالی میشم. چون اونم همینجوری میشه؛ دوسش دارم.میدونم گاهی اذیتش میکنم ولی همینجا به گلام قول میدم بهتر بشم.بابایی رو اذیت نکنم.ناراحت نکنم.تپش قلبشو بالا نبرم.


دوست دارم عشقم
می نویسم روی شیشه:
من (عاشقت) دوستت دارم همیشه
برچسب: مامان بد,مامان بد اخلاق,مامان بدون لباس,مامان بدو جیش دارم,مامان بدجنس,مامان بد بو,مامان بدر در سریال سیلا,مامان بد بو یا خوشبو,مامان بدون,مامان بدکاره,
نویسنده: بهنام موسویپور